محمد مهدى ملايرى
55
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از اين سرزمين مورد توجه شاهى از آنان قرار مىگرفت و او آن را آباد مىكرد آنجا را به نام او مىخواندند . آنها بدينسبب سواد را زيستگاه خود ساختند كه خداوند در اين سرزمين انواع نعمتها را از رفاه زندگى و بارورى زمين و بهزيستى گرفته تا كثرت خيرات و اطعمهء گوناگون و رودهاى فراوان و هواى عطرآگين و صناعات لطيف در آنجا گرد آورده است . آنها سواد را به قلب همانند مىساختند و ديگر جهان را به تن و بدينسبب آنجا را دل ايرانشهر خواندند كه به عربى قلب ايرانشهر مىشود و ايرانشهر اقليمى است كه در وسط اقليمهاى ديگر قرار دارد ، و از آنرو اينجا را بدينگونه خواندند كه آراء برخاسته از صحت انديشه و تعقل از مردم اينجا سرچشمه مىگرفت همچنان كه دانشهاى دقيق و آداب و احكام لطيف از قلب برمىخيزد . ياقوت پس از ذكر اين مطالب از زبان راوى به ذكر محاسن اين سرزمين و عواملى كه باعث صفاى عيش و سهولت زندگى در آنجا شده است پرداخته و آنجا را با مقايسهء با سرزمينهاى اطراف بدينگونه وصف كرده : « از ويژگىهاى اين سرزمين يكى اين است كه در آنجا نه كوههاى بسيار بلند و دور از دسترس وجود دارد و نه بيابانهاى وحشتزا و نه سرزمينهاى بايرى كه مناطق معمور را از يكديگر جدا سازد . بلكه آبادىهاى آنجا به هم پيوسته با نهرهاى بسيار بين روستاها و ديرها و كوههاى كم و عمارات انبوه و با فراوانى انواع غلات و ميوهها و درختان سر درهم كشيده و آب گوارا و هواى صاف و خاك بابركت و طبيعت معتدل و كثرت انواع پرندگان در سايهء درختان آنجا و انواع شكار از پرندگان گرفته تا سمداران و آبزيان . و اين سرزمينى است كه مردم آن در امان هستند از آنچه مردمان جاهاى ديگر از آن بيمناكند . همچون حملهء دشمنان و گزند مخالفان . و بهرهاى كه از دو رود دجله و فرات بدين سرزمين اختصاص يافته اين است كه اين دو رود كه در جاهاى ديگر به آسانى قابل بهرهبردارى نيستند در اينجا آب آنها در دسترس مردم است . زيرا در اين سرزمين است كه آب اين دو رود در نهرها و جويبارها در روستاها روان است و